
سرایان 20
اينم ليست جديد از سايت هايي که براي عبور از سايت هاي مسدود استفاده ميشه!!!
به نظر من سایت دوم سرعت ارتباط با سرورش بیشتره
توجه:براي استفاده بايستي به سايتها وارد شويد و آدرس مورد نظر خود را در پارامتري که به همين منظور در اين سايتها قرار داده شده وارد و ENTER کنيد. (نظر هم يادتون نره !!)
http://ASMANY.INFO
http://www.bigenter.info
http://hostingzx.com
http://proxy.mrproxy.com
http://jokes4all.info
http://thenbanews.info
http://thebillygoat.info
http://HUNTFUN.INFO
http://maninthemask.info
http://OPENIN.INFO
http://proxyprofit.in
http://www.anomani.com
http://extrawiggle.com
http://dumbperson.info
http://www.evilegg.info (baraye baz kardane yahoo messenger va gmail) l

امسال هم با آمدن ماه آبان برداشت زعفران در سرایان آغاز شد ولی باز هم قیمت بی ثبات ونا پایدار
وحال بگذریم از قیمتش نگاهی بندازیم به تاریخش
تاريخچه زعفران
زعفران با نام علمي كركوس ساتيوس Crocus Sativus از خانواده زنبقيان Iridaceae مي باشد. در برخي منابع، مثلا در دائره المــعارف آمريكانا Americana Encyclopedia ذكر شده است كه اين كلمه از كريكوس Corycus كه نام منطقه اي در سيليسيا Cilicia واقع در شرق مديترانه مي باشد گرفته شده است. عده اي مبداء زعفران را ايالت قديم ماد ايران مي دانند، برخي از محققين نيز خاستگاه زعفران را در منطقه وسيعتري از كره زمين شامل يونان، تركيه، آسياي صغير و ايران مي دانند.
ايرانيان ضمن صدور زعفران به بسياري از نقاط جهان باستان، خواص آن را به يونانيها، روميها، چينيها و اقوام سامي از جمله عربها معرفي كردند و شيوه زراعت آن را در سده هاي اول تا چهارم هجري به امم اسلامي پيرامون مديترانه آموختند. به اين ترتيب كه نخستين زعفران زارها به وسيله ايرانيان تبعيد شده توسط معاويه در نواحي شام داير شدند، سپس كاشت زعفران در شمال افريقا و اندلس (اسپانياي اسلامي) وصقليه (سيسيل) رواج يافت و اقوام ايراني همچون رستميان و بنوطبري در انتقال فرهنگ زعفرانكاري مؤثر بودند.
مستندات تاريخي بيانگر اين واقعيت است كه ايرانيان از روزگاران كهن به زر و زعفران علاقه و توجهي بليغ داشته اند به طوري كه در جشن ها و سرور ها و مجالس بزم و نشاط مانند عروسي ها و اعياد، يا استقبال از بزرگان و زائران زر و زعفران نثار قدمها مي كردند. در برپايي با شكوهتر اين گونه آئين ها، ضمن آذين بندي و آينه بندان، سكه هاي زرين و سيمين را به همراه زعفران و گل و نقل بر سر عروس و داماد يا شخصيتهاي مورد نظر، و گاهي همه حاضران در اين گونه مراسم مي ريختند. در برخي ازمراسم زعفران را به تنهايي، يا همراه با مشك وعنبر و عود دود مي كردند و گلاب مي پاشيدند.
درعصرهخامنشيان زعفران براي تزئين گرده هاي نان ومعطر كردن خوراكها به كار مي رفته است. فرديناند يوستي ضمن شرح زندگاني داريوش نوشته است: ((شاه ايران تن خود را روغني معطر مي ماليد كه عبارت بود از مخلوط روغن آفتاب گردان كه در پيه شير پخته و با زعفران و شراب خرما تهيه ميشد)). در دوره پارتها زعفران ايران به يونان و روم مي رفت، بعدا چين هم از مشتريان زعفران ايران شد. در عصر ساسانيان كاشت زعفران در قم و بون نيز رايج گرديد و مرغوبيت محصول آنها شهرت يافت. در همان روزگار زعفران در پرداخت كاغذهاي گران قيمت كاربرد پيداكرد، اما پيشتر از آن محلول زعفران به عنوان مركب تحريراستفاده مي شد،وتا قرنها بعددرتركيب مركبهاي تحرير مرغوب به كار مي رفته است. از انواع مركب زعفراني كم رنگ و پر رنگ (از زرد كمرنگ تا قرمز خونين) براي نوشتن عنوان فرمانها و نامه هاي سلاطين و خليفگان و امرا، و همچنين در تحرير عنوانها و سرفصلهاي كتب و رسالات و نيز در تذهيب و تشعير ، و در تصوير ها و نقوش حواشي و متن استفاده مي شده است. افزون بر اينها در تحرير دعاهاي مقدس و همچنين تعويذ ها و طلسم هاي خاص بر روي كاغد و پارچه و گاهي كفن، مركب زعفران به كار مي رفته است .
در منابع پهلوي زعفران با نام پارسي (كركم) ثبت شده است. در يك ترجمه بندهش زعفران جزو اسپرغم ها يا عطرها يا گياهان خوشبوي به حساب آمده، و در ترجمه ديگري از اين كتاب، زعفران در شمار گياهان رنگ كننده پارچه ذكر شده است. كلمه زعفران يك واژهء عربي يا احتمالا معرب است كه ريشه و وجه اشتقاق آن ناشناخته مانده، گو اينكه در منابع غربي براي اين كلمه و كلمه كركم مبناي سومري عنوان شده است. اين نظر قابل تامل در صورتي به واقعيت نزديك است كه مبدا سومريان از نواحي زعفران خيز ايران باشد، يا بتوان آنها را همان بوميان رانده شده از ايران زمين، پس از هجوم آرياهاي دامدار و شبان پيشه پنداشت.
در منابع لغت فارسي و عربي دهها كلمه به معني زعفران ثبت شده است. اما اين كلمات به ندرت در مآخذ و متون كهن فارسي به كار رفته است. مثلا كلمه كركم در نوشته ها و سروده هاي فارسي در موارد بسيار اندك ذكر شده است، اما كلمه زعفران با همه خصلتها و خصوصيات و خواص نباتيش مورد توجه بسياري از ادبا و نويسندگان و شاعران قرار گرفته است، به طوري كه با جرأت مي توان گفت كلمه زعفران و تعبيرات و تشبيهات مربوط به آن به اندازه اي كه در منابع و متون و دواوين فارسي آمده در آثار مكتوب هيچ يك از السنه جهاني به كار نرفته است.
كشت زعفران در گذشته اي بسيار دور در غالب مناطق مركزي ايران متداول بوده است. شهرت زعفران قم در زمان قبل از اسلام حكايت از پيشينه كشت اين گياه در ايران قديم دارد. در قرن دهم ميلادي كشت زعفران توسط اعراب (كه خود اعراب نيز آن را از ايرانيان آموخته بودند) در اسپانيا متداول گرديد و متعاقب آن در قرن هجدهم در ناحيه اي به نام Walden در Essexانگلستان رواج داشته و امروزه اين محل به نام Saffron Walden معروف است .
به طوري كه از نوشته هاي ادبي و پزشكي هندوستان برمي آيد ، زعفران از دير باز براي مردم آن سرزمين شناخته شده بوده است. همچنين زعفران نزد مردم مصر، يونان، كليميان، هندوها و مسلمانان از توجه خاصي برخوردار بوده است.
کورش تو آسوده نخواب ، بیدار شو که ما همه خوابیم ، کورش تو را به آن یزدان پاکی که به فرمانش ظلم را ریشه کن کردی نخواب ، بیدار شو یک بار دگر ملت خسته و گرسنهٔ خویش را آبادی ببخش .
ملتت زیر سلطهٔ تازیان به راه جهل و نادانی رفتند ، کورش عصبانی نشو ، میدانم كه عرب را چه به این کارها اما کورش از وقتی که رفتی همهٔ شاهان بعد از تو به مانند تو آزادی دينی را نهاد ادارهٔ جامعه ی بزرگ قرار ندادند و ملت از سختگیریهای والیان دین زرتشت تن به خفت و تن فروشی بر اجنبیان تازی بخشیدند و حق را در درگاه تو پایمال کردند،
نقلقول بالا قسمتی است از نامه یک ایرانی به کورش پادشاه هخامنشی بهمناسبت «روز بزرگداشت آن گوهر تکرار ناشدنی» است. لحن و آهنگ «قهرمانپرورانه» متن اما با گوش بسیاری از ما آشناست. نویسنده در قدم اول «قهرمان» خود را خلق میکند و سپس وضعیت امروز جامعه را به پستترین حالت ممکن تصویر میکند. اینجاست که پای منجی بهمیان کشیده میشود. تصور نیاز به منجی خود به خود نشانگر باور نویسنده به ضعف جامعه از اصلاح خود است. در قدم بعد اما نویسنده گزاره اول خود را پس میگیرد و میگوید: « کورش پشيمان شدم ، تو اسوده بخواب ، بیدار نشو و به این دنیا پا نگذار چون اگر بیايي و حرفهای آزادی منش خویش را به زبان بیاوری مردم برای دیدن مراسم اعدامت هجوم می آورند و کسب و کار خویش را رها کرده تا دو سر ثوابی بیشتر ببرند.» این یعنی جامعه ما وضعش آنقدر خراب است که لیاقت منجی را نیز ندارد. یعنی ما محکومتر و بیارزشتر از آنیم که شایستگی «نجاتدادهشدن» را داشته باشیم.
شاید ایده بدی نباشد اندکی جمله بالا را دستکاری کنیم. مثلا بهجای کورش بگذاریم «آیتالله خمینی» و بهجای عرب «امپریالیسم». اینجاست که میشود یک فرمول ثابت جملهبندی قهرمانپرورانه استخراج کرد که بارها و بارها در طی تاریخ بشر از آن بهره گرفته شدهاست. بیست و پنجسال پیش در همین مملکت مردم ما بهجای کورش در همین فرمول جملهبندی نام «امامخمینی» را گذاشتند و چنان شیفته او شدند که تصویرش را در ماه دیدند و عاجزانه از او خواستند که پرده از رسالت نبوی خود بگوید. آری! مثل همیشه سناریو ثابت است و شخصیتها متفاوت.
اینبار اما پای کورش در میان است. قهرمانی از پس اعصار تاریخ که چندی بیش از کشف دوبارهاش از سوی باستانشناسان و تاریخدانان نمیگذرد. این اسطوره اما در دوران معاصر نماد «ایرانی مدرن ازدست رفته» شد و به قهرمان جریان فکری تبدیل شد که «پارسیگرایی» نام دارد. طرفداران این نظریه در تحلیلهای خود از عقبماندگی ایران به سراغ نقش حمله اعراب بر جامعه ایران میروند. صادق زیباکلام در کتاب «سنت و مدرنیته» اشاره میکند «پارسیگرایی» در زمان دو پادشاه پهلوی از مرحله یک «سیاست فرهنگی» به نوعی «ایدئولوژی» تبدیل شد و اینجا بود که کورش هخامنشی بهعنوان یک شخصیت ایدئولوژیک به جامعه ما معرفی شد
.
کورش هخامنشی در لباس ایدئولوژیک را میتوان با «فاطمه» و «علی» در آثار شریعتی مقایسه کرد. ماهیتی که این شخصیتها در لباس ایدئولوژیک پیدا میکنند در حقیقت ماهیتی جدا از ماهیت تاریخی آنهاست. ممکن است کورشی که قرار است «منجی» ایرانی شود در عالم واقعیت شخصیتی متفاوت از آنی بوده که در ذهن پارسیگرایان ایرانی نقش دارد. بااینحال یک واقعیت است که این کورش دیگر آن کورش سابق نیست و لباس جدید ایدئولوژیک او از او
اینبار به این سوی سجده میکنیم...و سجده میکنیم و سجده میکنیم
شخصیتی نو با کارکردها و ویژگیهایی نو ساختهاست.[نظرتون فراموش نشه...]
|
سرايان
سرايان در 160 كيلومتري شمال غربي شهرستان بيرجند در
استان خراسان جنوبي قرار دارد و مشتمل بر سه دهستان (آيَسك ـ سه قلعه ـ
مصعبي) مي باشد. از شمال به شهرستان فردوس و از شمال شرقي به دهستان مرغش
از بخش كاخك گناباد متصل بوده و از جنوب غربي با روستاي خور و نوغاب از
بخش خوسف بيرجند هم مرز مي باشد از جنوب غربي با شهرستان طبس و از شرق با
شهرستان قائنات همسايه است. وسعت اين بخش 9318 كيلومتر مربع بوده و از نظر
طبيعي به دو منطقه كوهستاني وكويري قابل تقسيم است. بر اساس آخرين برآورد
سازمان مديريت و برنامه ريزي استان، جمعيت اين شهرستان بالغ بر 50038 نفر
مي باشد. مناطق ديدني و آثار باستاني جالب توجهي در شهرستان سرايان وجود
دارد كه مهمترين آنها عبارتند از :
- مناطق ييلاقي و سرسبز دره مصعبي در 30 كيلومتري شمال شرقي مركز شهرستان
ـ غار اژدها و بتون درروستاي چرمه
- مناطق ييلاقي آمين و بوسي و خاور عليا و سفلي در قسمت شمالي شهرستان
ـ سد شهيد پارسا و دره هاي اطراف آن
ـ دره سبز رود كريمو
ـ آثار باستاني ثبت شده در شهرهاي سرايان، آيسك، و سه قلعه ( كاروانسرا ـ مساجد جامع، آب انبارها و ... )
ـ قلعه قلاع در قسمت شمالي شهرستان و قلعه هاي قديمي سه قلعه
|
آثار تاریخی
آب انبار
آرامگاه
بند
تپه
غار
كاروانسرا
گرمابه
مسجد
بخشها
سحرگاهان که در خوابي
تو را من لينک خواهم کرد
به بقال محل هم لينک خواهم داد
به وبلاگ گدايان و سپوران نيز خواهم رفت
سحرگاهان که در خوابيد من هم خواب خواهم ديد
مرا هک کن
خيالي نيست
دوباره آي دي از نو
و روز از نو
تمام شب به روزم من
و يک وبلاگ پر کامنت خواهم زد
و با فيلتر شکن يک روز
وبلاگ خدا را باز خواهم کرد
قشنگ بود نه؟
